در این دنیا و دور از این دنیا

خرید بک لینک
چهره من گرچه کریح استتو مرا خوب نقاشی کنتو مرا خوب ببین من به غبار آلودگی این روح من به پریشانی این تن سالهاست که عادت دارم تو مرا خوب تعبیر کنگرچه من از قانون شما بد هستم تو مرا خوب ببین و مرا با گل و باران یاد کن من همینم ...خدا اینگونه مرا ساخته استکمی تنها...کمی آرام ...روح من خود را به این زندگی باخته است من به تو ایمان دارم تو مرا از لانه کوچک خویش کشیدی بیرون و نشان دادی پرواز پرنده چه تماشاییست و به من گفتی این روح و این عشق چه اهوراییست من اگر زشت و بدم به قانون شما تو مرا خوب ببین تو مرا خوب نقاشی کن   نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۰ساعت 7:12 توسط مهجور| | در این دنیا و دور از این دنیا...

ما را در سایت در این دنیا و دور از این دنیا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: شنبه 10 ارديبهشت 1401 ساعت: 1:42

از غم عشق دل پر از خون شد و یار  نیامد که نیامد 

بیچاره مهجور چو مجنون شد و یار نیامد که نیامد 

با هرکه بگفتم غم عشق گوش ببست و روی بگرداند

از همدلی مردم دل دگرگون شد و یار نیامد که نیامد

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۰ساعت 0:5 توسط مهجور| |

در این دنیا و دور از این دنیا...

ما را در سایت در این دنیا و دور از این دنیا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: شنبه 10 ارديبهشت 1401 ساعت: 1:42

صفحه بندی